هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
68
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
گدا راست نشست و اللّه اللّه مىكرد . دست دراز كرده ، چيزى مىخواست . بعضى مىدادند ، بعضى مىگذشتند . به قدرى اين كارها و اين مردم كه مىآمدند ، خوب و به عين بود ، كه لذّتى مىداد . تا همينجا از قصه تئاتر مىنويسم ، چون خيلى مطول است و نمىشود شرح داد . اوايل او خيلى خيلى خوب بود ، ولى آخرش خنك شد . در اواسط كه پرده مىافتاد ، يك نفر مرد هندى ساز مىزد و شعر ايرانى مىخواند . زن مىگويند ارمنى است . معلوم نيست ارمنى كجا است ؟ ايرانى كه نيست ، گويا قفقازى است . دايرهء كوچكى در دست داشت . مىزد و مىرقصيد . مدت خيلى كمى اينها بودند و رفتند . پرده بالا رفته ، بازى شروع شده [ و ] ساعت 6 تمام كردند . بيرون آمده ، اتومبيل گرفته ، روانهء خانه شديم . من درب خانهء خودمان پياده شده ، آنها رفتند به هتل . دو سه روز ديگر ، خانمها و « آقا » [ براى ] نهار آمدند [ به ] منزل ما . امروز آبگوشت برايشان پختيم . چون « آقا » ميل داشتند و بورانى لوبيا با ماست اعلا . هميشه ماست داريم . براى حال من خوب است . درست مىكنم . دو سه دفعه هم پنير زديم . اينها [ را ] از ايران مايه آوردهاند [ و ] به من دادند . دو دفعه او خيلى خوب شد . امروز نهار بسيار خوبى شده بود [ كه ] بامزه [ بود ] . صرف كردند . خيلى خوب آبگوشتى شده بود . نمىدانم چطور است كه هر غذاى ايرانى كه اينجا درست مىكنيم ، خيلى بهتر از آنجا مىشود . يا اين است كه چون نادر است ، لذت مىدهد ، يا واقعا بهتر است . ميز قشنگى هم درست كرده [ و ] گل گذاشته بوديم . غذاى مرغ و غيره هم آشپز درست كرده [ بود ] ، ولى از آنها خيلى كم خوردند . بعد از نهار « آقا » ساعتى بودند و رفتند . ما بعد ، « 1 » باقلا درست كرديم . رقيه خانم قالب نان قالبى آورده ، خواستيم درست كند . مايهاش را درست كرده ، كره [ را ] گذاشتيم [ تا ] داغ بشود كه قالب بزنيم ، نشد .
--> ( 1 ) . آنچه كه پس از چيزى آيد ، پس از آن .